X
تبلیغات
شعر و متن

شعر و متن

آدرس وبلاگ جدیدم

                                     سلام دوستای گلم


                                     


شکلکهای جالب آروین

این وبلاگ تعطیل شد

خیلی دلم براتون تنگ میشه

اما دیگه از موندن تو این دنیای مجازی خسته شدم

خداحافظ

شکلکهای جالب آروین

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 12:55  توسط سومیتا 

تعطیل شد!

رفتن دلیل نمیخواهد. بهانه های ماندنت که تمام شود کافیست...

.

.


بـــاز هـــــم خیال تــــو

مــــرا
“برداشــــت”

کجــــا می بــــرد نمــــی دانــــم!

.
.
.
دلایل بودنم را مــــــــرور میکنم هر روز!
هر روز از تعدادشان کــــــــم میشود!
آخرین باری که شمردمشان
تنها یک دلیل برایم مانده بود..!
آنهــــــــــم دیدن تو بود !!

.

.

.

خاطراتت صف کشیده اند !
یکی پس از دیگری …
حتی بعضی هاشان آنقدر عجولند که صف را بهم زده اند !
و من …
فرار می کنم
از فکر کردن به تو
مثل رد کردن آهنگی که …
خیلی دوستش دارم خیلی !

.

.

.

.
.
.
چقدر خوشحــ ــال بود شیطــ ــان وقتے سیبــ را چیدم …
گمان مے کرد فریب داده استــ مرا
نمے دانستــ تو پرسیده بودے :
مرا بیشتر دوستــ دارے یا ماندن در بهشــ ــتــ را

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم شهریور 1391ساعت 10:42  توسط سومیتا  | 

خداحافظ

خداحافظ....

آخرین کلامی که از تو شنیدم

وباز قصه ی تلخ جاده و آن راه بلند...

 که تو را از خلوت من می ربود

  آسمان می گریست

  شیشه ها می گریستند

 و من مبهوت رفتنت

در پس شیشه های مه آلود

بغض درد ناکم را بلعیدم

دیوانه وار خندیدم

و تو را بدرقه کردم...

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم اردیبهشت 1391ساعت 19:2  توسط سومیتا  | 

مرا آیا گناهی است؟

آه خدایا!

خدای من امشب دلم گرفته,بیش تر از همیشه.

میخواستم باهات حرف بزنم,خواستم برات نامه بنویسم!

اما گریه امونمو بریده بود!

کاغذ خیس از اشک بود!

خدایا!

میبینی منو؟میشنوی صدامو؟

تو هم فراموشم کردی؟

تو هم مثل بقیه تنهام گذاشتی؟

چرا؟مگه گناهم چیه؟

خداجونم خستم!خیلی خسته!

از زندگی خسته شدم.

میشنوی صدامو؟چرا فراموشم کردی؟

چرا؟

نگام کن.ببین منو! خسته شدم! میبینی؟ دیگه تحملم تموم شده

دلم شکسته ,عشقم رفته.

من چرا زنده ام؟

چرا؟؟

 


مرا این گونه باور کن:

کمی تنها...

کمی بی کس...

کمی از یاد ها رفته...

خدا هم ترک ما کرده,خدا دیگر کجا رفته؟

نمیدانم مرا آیا گناهی است؟

که شاید هم به جرم آن غریبی و جدایی است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390ساعت 21:8  توسط سومیتا  | 

من برگشتم!

سلام دوستای گلم من برگشتم

برای خوندن مطالب برید به ادامه ی مطلب 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390ساعت 21:41  توسط سومیتا  | 

خداحافظی

غم نگاه آخره

تو لحظه ی خداحافظی

گریه ی بی وقفه ی من

تو اون روزای کاغذی

قول داده بودیم ما به هم

که تن ندیم به روزگار

چه بی دووم بود قول ما

جدا شدیم آخر کار

تو حسرت نبودنت

من با خیالتم خوشم

بار بستم از این دیار

آرزو هامو میکشم

کوله بارم پر حسرت

دلم یه دنیا درده

مثل آواره ای تنها

تو خیابونی که سرده

تا خیالت به سرم میزنه گریم میگیره

آروم آروم دل تنگم داره بی تو می میره

گل مغرور قشنگم

من فراموشت نکردم

بی تو اینجا رو نمیخوام

میرم و بر نمیگردم

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 11:47  توسط سومیتا  | 

دانلود آهنگ

                                                

 

آهنگ بسیار زیبای:اگه دنیا دست من بود

از کامران و هومن

برای دانلود به ادامه مطلب بروید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1390ساعت 1:0  توسط سومیتا  | 

می خوام تنها باشم...

یاد گرفتم به خاطر کسی که دوستش دارم باید دروغ بگم.

یاد گرفتم هیچکس ارزش شکوندن غرورم رو نداره.

یاد گرفتم توی زندگی برای اون که بفهمم چقدر دوستم داره هر روز به یه بهانه ای دلشو بشکونم.

یاد گرفتم گریه ی هیچکس رو باور نکنم.                                           

یاد گرفتم بهش هیچ وقت فرصت جبران ندم.

یاد گرفتم دم از عاشقی بزنم ولی اما از کجا بگم از کی بگم…

می خوام همین جا دلمو بشکونم خوردش کنم تا دیگه عاشق نشه.

تا دیگه کسی رو دوست نداشته باشه.

توی این زمونه کسی نباید احساس تورو بدونه وگرنه اون تورو می شکونه.

می خوام بشم همون آدم قبل کسی که از سنگ بود و دو رو برش دیواری از سکوت و بی تفاوتی…

می خوام تنها باشم…

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390ساعت 16:13  توسط سومیتا  | 

برگرد...

امشب بغض تنهایی من دوباره می شکند … چشمانم

بس که باریده دیگر حتی تحمل نور مهتاب را ندارد …

آخ که چقدر تنهایم … دل بیچاره ام بس که سنگ صبورم

بوده خرد شده و انگشتانم بس که برایت نوشته خسته

شده است …

رو به روی آینه نشسته ام آیا این منم ؟ شکسته …. پیر

تنها…. تو با من چه کردی ؟ شاید این آخری زمزمه های

دلتنگی ام باشد و دیگر هیچ نخواهم گفت ….

اما منتظرم انتظار دیدن دوباره ی تو برای من زندگی

دوباره ای است … پس برگرد … عاشقانه برگرد

برای همیشه برگرد…

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم مرداد 1390ساعت 15:49  توسط سومیتا  | 

 

عاشقانه ترین عکس جهان!. حتما ببینید...

برای مشاهده به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هفتم مرداد 1390ساعت 19:39  توسط سومیتا  | 

ای شب از رویای تو رنگین شده

       سینه از عطر توام  سنگین شده

            ای به روی چشم من گسترده خویش

                   شادی ام بخشیده از اندوه بیش

همچو  بارانی که شوید جسم خاک

      هستیم  ز آلودگی ها  کرده پاک 

             با توام دیگر زدردی بیم نیست 

                   هست اگر جز درد خوشبختیم نیست

 

                 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعت 15:30  توسط سومیتا  | 

گفتم شاید ندیدنت از خاطرم دورت کنه

     دیدم ندیدنت فقط می تونه که کورم کنه

          گفتم صداتو نشنوم شاید که از یادم بری

               دیدم توگوشم جز صدات نیستش صدای دیگری

  ندیدنو نشنیدنت عشقتو از دلم نبرد

      فقط دونستم بی تو دل پرپر شدو گم شد و مرد...

           

 

تقدیم به دوست عزیزم رویا جوووون

                    

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعت 14:54  توسط سومیتا  | 

Orkut Scraps - Emo
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم مرداد 1390ساعت 12:33  توسط سومیتا  | 

تنهاییم را با کسی قسمت نخواهم کرد...

یک بار قسمت کردم چندین برابر شد...

 

 

 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم تیر 1390ساعت 16:22  توسط سومیتا  | 

چقدر دوست داشتم یک نفر از من می برسید چرا نگاه هایت آنقدر غمگین است؟

چرا لبخند هایت آنقدرتلخ و  بی رنگ است؟

 اما افسوس که هیچ کس نبود...

همیشه من بودم و من و تنهایی بر از خاطره...

آری با تو هستم !

با تویی که کنارم گذاشتی

و حتی یک بار هم نبرسیدی چرا چشمهایم

همیشه بارانی است

 

 

 

 برای دیدن عکس ها به ادامه مطلب بروید 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 20:11  توسط سومیتا  | 

می بوسم میزارم کنار تمام چیز هایی که ندارم را:

دست هایت را شانه هایت را عاشقی ات را

همه را

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم تیر 1390ساعت 19:40  توسط سومیتا  | 

خواب دیدم یک غریبه کودکی را زیر کرد...

رفتنت خواب بریشان مرا تبیر کرد...

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم تیر 1390ساعت 15:48  توسط سومیتا  | 

آیینه شکست

دیروز به یاد تو و آن عشق دل انگیز

       بربیکر خود بیرهن سبز نمودم

            در آینه بر صورت خود خیره شدم باز

                         بند از سر گیسویم آهسته گشودم

 

عطر آوردم بر سر و بر سینه فشاندم

     چشمانم را ناز کنان سرمه کشاندم

             افشان کردم زلفم را بر سر شانه

                  در کنج لبم خالی آهسته نشاندم

 

گفتم به خود آنگاه صد افسوس که او نیست

       تا مات شود زین همه افسون گری و ناز

               چون بیرهن سبز ببیند به تن من

                       با خنده بگوید که چه زیبا شده ای باز

 

او نیست که در مردمک چشم سیاهم

       تاخیره شود عکس رخ خویش ببیند

              این گیسوی افشان به چه کار آیدم امشب

                        کو بنکه او تا که در آن خانه گزیند

من خیره به آیینه و او گوش به من داشت

           گفتم که چسان حل کنی این مشکل مارا

                     بشکست وفغان کرد که از شرح غم خویش

                                ای زن چه بگویم که شکستی دل مارا

فروغ فرخزاد

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم تیر 1390ساعت 11:58  توسط سومیتا  | 

عاشق دل خسته

نیستی و نمیدانی که هنوز  نبودنت را باور نمیکنم.دلم تا شب هزار راه میرود و باز هم به تو نمیرسد...

 

عکس های عاشقانه Www.Pix98.CoM

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 23:31  توسط سومیتا  | 

دوستای گلم نظر یادتون نره...
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 20:58  توسط سومیتا  | 

دل نوشته ی دختری تنها

یک نفر آمدصدایم کرد و رفت

با صدایش آشنایم کرد و رفت

نوبت تلخ رفاقت که رسید

ناگهان تنها رهایم کرد و رفت

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم تیر 1390ساعت 11:34  توسط سومیتا  | 

از بیم و امیدعشق رنجورم

ارامش جاودانه میخواهم

بر حسرت دل دگر نیفزایم

اسایش بی کرانه میخواهم

فروغ فرخزاد

 

عکس های گرافیکی Www.Pix98.CoM

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم تیر 1390ساعت 21:33  توسط سومیتا  |